‏نمایش پست‌ها با برچسب دفاع. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دفاع. نمایش همه پست‌ها

انهدام ماکت ناو هواپیمابر، نشانه قطعی توافق هسته ای!

1- نیروی دریایی سپاه مانوری را برگزار کرده که در آن ماکتی از ناو هواپیمابر امریکا را که پیشتر در مقیاس کوچکتر ساخته بود، منهدم کرد و نمایشی را ترتیب داد که نشان دهد، ایران گرچه که دستش از "بمب هسته ای" خالی شده اما هنوز توان رزمی اش را حفظ کرده است.

 اینکه امروز سپاه بالاخره نتیجه زحمات چند ساله اش در ساخت ماکت ناوهواپیمابر را به آتش کشید تا به زعم خودش اقتدارش را نمایش دهد، نشان می دهد که اولا منبع اقتدار نظام تنها در انبار موشک هایش باقی مانده است. و ثانیا این نمایش از مدتها قبل برای رونمایی در روز توافق احتمالی هسته ای برنامه ریزی شده بود، تا وزنه تعادلی باشد برای نظامی که گرچه  صدای شکستن استخوانهایش در زیرتحریم ها به گوش همه رسیده و پای میز مذاکره با قدرت های جهان وادار به عقب نشینی ده ساله شده اما همچنان می تواند نقش قداره بند منطقه را ایفا کند!

واضح است که ایده این آتش بازی های پرخرج که حتی دیگر مصرف داخلی هم ندارد -و بیشتر موجب خنده حضار است-، از مغز فرماندهان سپاه تراوش کرده، چرا که تنها این افراد هستند که همچنان در فضای جنگ 8 ساله با صدام -دوران جوانی شان- سیر می کنند و هنوز نتوانسته اند با واقعیات روزگار جلو بیایند. تقویم ذهن این افراد حتی به ناو وینسنس و اندک مداخله امریکا در جنگ ایران-عراق که منجر به اتمام جنگ شد هم نرسیده است.
بال و پر دادن به لشکر این افراد عقب مانده باعث شد که آیت الله خامنه ای علاوه بر "نرمش قهرمانانه" مجبور به پذیرش توافق و "سرکشیدن جام زهر" شود بدون آنکه ذره ای از این سپاه پرهیاهو بتواند در روز مبادا به کمکش بیاید. نهایت از کل این خندق بودجه و امکانات، نمایشی طنزی بیرون آمده که حتی مرهم "دل آقا" هم نمی شود!

بازوی نظامی رهبر برخلاف جثه بزرگ و هیاهوی بی پایانش، تبدیل به زائده ای فاسد و ناکارآمد شده است و بزودی باید بخش بزرگی از آن جدا شود تا اولا کمکی به اقتصاد کشور در این شرایط بحرانی کرده و ثانیا مابقی سیستم کارآمدتر سپاه بتواند از بین خروارها فساد و بدنامی نفسی تازه کند. خصوصا اگر شرایط سیاسی کشور به سمت ثبات و آشتی با جهان پیش برود اساسا دیگر دلیلی برای نگهداری از این بدنه عظیم ناکارآمد برای روز مبادا نمی ماند. که حتی در روز مبادا هم بعید است بتوانند یک دهم اندوخته فربه زمان صلح مثمرثمر باشند.

2- اظهارات نخست وزیر اسراییل در اعتراض به رضایت قدرت های جهان به ایران هسته ای، گفتگوهای مطبوعاتی تیم مذاکره کننده ایران و طرف غربی مبنی برخوشبینی در رسیدن به توافق، سخنرانی آیت الله خامنه ای و "نفرین" کشورهای غربی بجای شاخ و شانه کشیدن و تمسخر آنها -طبق روال معمول-، و همینطور زمان بندی اعلام خبر و مهلت رسیدن به توافق در نوروز ایرانی، همگی نشان می دهد که توافق یا صورت گرفته و یا زمانبندی انجام آن مشخص شده است.
از آنجا که این اعلام خبر منطبق بر تقویم ایران است، به نظر می رسد که از اکنون دولت برنامه هایی جهت جلوگیری از شوک اقتصادی به بازار و کنترل شرایط درنظر گرفته است؛ که برخلاف بازوی کلفت و بی عقل سپاه، طرحی هوشمندانه را نشان می دهد. این بار دولت تلاش می کند که برخلاف تبعات پذیرش قطعنامه 598 بر اقتصاد و جامعه، حساب شده و بتدریج هم خبر را اعلام کند و هم از نوسانات بازار سرمایه مانند کاهش ارزش دلار و طلا جلوگیری کند و هم مانع رشد قیمت مسکن شود.

ای کاش که اولا با لجاجت آیت الله خامنه ای پروژه هسته ای ایران وارد فاز تحریم ها و قطع ارتباط اقتصادی با جهان نمی شد و ای کاش که بسی زودتر این پرونده بسته می شد و این همه هزینه به مردم تحمیل نشده بود... اما زمان به عقب بازنمی گردد و از قدیم گفته اند "جلوی ضرر را از هرکجا که بگیری نفع است". باز هم تمام شدن این بلندپروازی های هسته ای رهبر فعلی ایران، جای بسی خوشوقتی دارد. امیدوارم که این تسلیم هسته ای اولا درس عبرتی برای ایشان شده باشد که دیگر حکومتش و جامعه را دچار لجاجت هایش نکند و در نهایت به گشایش فضای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در داخل و خارج منتهی شود تا از منافع آن مردم ایران هم بهره ای ببرند.

پی نوشت:
1- انهدام ماکت ناو امریکایی تنها آتش بازی مراسم "تسلیم هسته ای" است! چرا که اگر سپاه حقیقتا توانی برای مقابله با "هر حرکت" دشمن داشت، از خون ریخته شده سردارش به دست اسراییل "تنها با چند شعار کوبنده" نمی گذشت.
این سازشکاری سپاهی که قرار است پاسدار انقلاب اسلامی باشد -علیرغم دهان های پرشعار سرداران-، بزرگترین خطر برای "رهبر انقلاب" و حکومت اوست. هشداری که آیت الله باید زودتر از سپاهش، دست از انقلابی گری بردارد.
2- ساختن شناوری در چنین ابعاد عظیمی (330 متر) تنها به هدف انهدام و تخریب با صدها موشک! نهایت حماقت و اتلاف منابع سپاه پاسداران است؛ این فرماندهان مانند کودکانی هستند که بدون توجه به وضع خانواده، پول توجیبی بی حساب می گیرند تا با ترقه بازی هایشان سرگرم شوند.
3- کل سرداران کلفت سپاه با همه زرادخانه های تسلیحاتی به اندازه یک جواد "ظریف"، در روز مبادا بدرد آیت الله خامنه ای نخوردند و نخواهند خورد. امید است که درسی شود برای مابقی روزهای حکومت ایشان.

وضع فراموش شده "مردم" در جنگ احتمالی


این روزها با بلندتر شدن صدای افراطیون داخلی که خواستار جنگ با امریکا هستند و البته گرفتار شدن مذاکرات در بن بست مساله موشکی ایران که پیش تر بررسی شد، به نظر می رسد که بین قبول شکست اتمی-نظامی یا ادامه مسیر سابق به قیمت جنگ احتمالی، آیت الله خامنه ای نظر مساعد تری با مورد دوم و قبول ریسک درگیری نظامی حتی به قیمت ویرانی کامل زیرساخت های اقتصادی و تلفات بیشمار انسانی دارد. ظاهرا بازدید و حمایت وی از دست آوردهای نظامی سپاه بخصوص در زمینه های، توان موشکی، نیروی دریایی سپاه و اشراف اطلاعاتی، -که عمده تبلیغات و فعالیت های سالهای اخیر در زمینه نظامی بوده است- باعث علنی تر شدن تهدیدات علیه "دشمن" شده است.

همزمان با این تبلیغات و شعارها، از سوی دیگر، گاه حوادثی رخ می دهد و ویدئوهایی منتشر می شود که مو بر تن هر بیننده راست می کند، از ناهماهنگی و ناآمادگی بخش "دفاع شهری" در صورت حملات واقعی و درگیری نظامی. شاید دلخراش ترین این ویدئوها، مرگ زن کارگری بود که در میان شعله های آتش گرفتار شد و از ساختمان به پایین سقوط کرد. درحالی که ماموران آتش نشانی و امداد ناظر صحنه بودند و اقدام چندانی نتوانستند بکنند.
نمونه های دیگری از این ویدئوها را اینجا و اینجا و اینجا و اینجا می توانید ببینید. که اتفاقا نه تنها در تهران که در تمامی شهرهای ایران، این مشکل گسترده است. حال تصور کنید که این اتفاقات تنها بطور حادثه ای، با نرخ کم و در زمان صلح بوده و نه با تعداد زیاد و در شرایط جنگی و اضطراری.
گرچه بیشتر این موارد از فرط عجیب و غیر قابل تصور بودن به دوربین مخفی شبیه است! اما وقتی از واقعیت آنها مطمئن می شویم، بیشتر به تراژدی و فاجعه ای ناگوار می مانند.
قطعا موارد بسیار دیگری از نقص فنی تجهزات یا نابلدی مامورین امداد شهری روزانه اتفاق می افتد که از چشم دوربین های مردم مخفی می ماند یا هیچگاه در فضای اینترنت به اشتراک گذاشته نمی شود. و این تعداد، تنها مشت نمونه خروار است.

حال با وجود این همه شعار در مورد آمادگی رزمی، و کُری خوانی های دوره ای فرماندهان سپاه مبنی بر آمادگی برای مقابله با هرگونه حمله احتمالی "دشمن" باید پرسید در بخش دفاعی که مهمترین شعار نظامی جمهوری اسلامی است چه فکری شده است؟
آیا در جنگ فرضی، اینکه سپاه بتواند -در بهترین سناریو- تعدادی موشک به سمت نیروهای نظامی دشمن پرتاب کند، کافی است؟ اگر حقیقتا رهبر نظام و سایر فرماندهان سپاه بر آمادگی پاسخگویی به حملات احتمالی "دشمن" تاکید دارند، پس نیروهای دفاع شهری- امدادی کجا هستند؟
قطعا چنین نیروها و تجهیزاتی یک شبه ظاهر نمی شوند و شاید مهمتر از "مانور موشکی" (که هنوز متوجه اهمیت "مانور موشکی" -فشردن دکمه ها!- نشده ام) مانورهای امداد و نجات شهری حیاتی است، چرا که نه تنها در جنگ احتمالی که در حوادث طبیعی مانند زلزله که ایران بسیار مستعد آن است هم کاربرد دارد و نجات بخش خواهد بود.
سالهاست می بینیم که اسراییل با کوچکترین تهدید لفظی و بطور دوره ای تمرین های دفاعی شهروندان را بروز کرده و حتی تجهیزات پیشرفته ای مانند "ماسک های ضد گاز" میان مردم توزیع می کند.


با وضع فعلی دفاع شهری، این شعارهای تهدید آمیز از دو جنبه خارج نیست؛
یا اینکه اساسا ساختار نظامی هم مانند بقیه ارگان های کشور دچار فساد و دروغ شدید است و تمامی شعارهای جنگ طلبی بلوفی بیش نیست و در بهترنی حالت کمکی برای امتیازگیری بیشتر پای میز مذاکرات است.
یا آنکه اساسا حاکمیت جمهوری اسلامی به نقص های دفاعی واقف است اما هیچ ارزشی برای جان شهروندانش قائل نیست و هیچ توجهی به تلفات غیرنظامیان در جنگ احتمالی ندارد.

به نظر می رسد وضع فعلی ترکیبی از هردو حالت بالاست، هم سپاهیان دچار فساد گسترده اقتصادی هستند، -مانند سایر نهاد های تحت نظر رهبری- و هم خود "جمعیت" به عنوان ابزار دفاعی -با کمترین اهمیت- قرار است بکار گرفته شود. همانطور که آیت الله خامنه ای با دستی کوتاه شده از تئوری دفاع هسته ای به دنبال دکترین دفاعی "جمعیتی" و ازدیاد نفوس است.

علاوه بر آیت الله خامنه ای، مشاورین او مانند محسن رضایی هم نگاهی "رعیت وار" به ایرانیان دارند. دکتر محسن رضایی مدتهاست در تئوری های اقتصادی هم، مردم را به چشم "نیروی کار ارزان قیمت" نگاه می کند و نسخه هایی از جنس آسیای شرق دور می پیچد غافل از اینکه فرهنگ ایرانیان سالهاست از وضعیت خان-رعیتی فاصله گرفته، توقعات معیشتی وغرور ملی و شخصی ایرانیان فراتر از حد تصورات آقایان است. حتی معیشت و زندگی کارگران چینی هم نسبت به قبل تغیر کرده است.
(خلاصه "تصویر ذهنی" محسن رضایی از مردم ایران را اینجا بمدت 1دقیقه ببینید؛ که با وجود داشتن دکترای اقتصاد -و سرلشکری- حتی با تصویر بازار تهران هم آشنا نیست! و در سخن، مردم را مانند حشرات توصیف می کند!)

البته وضع فعلی ایرانیان که امروز تحت فشار تحریم ها قرار دارند و با مشکلات معیشتی، تغذیه، تنفس، دارو، و در یک کلام سوء مدیریت حاکمان دست و پنجه نرم می کنند تقریبا همان وضعیت اضطراری است، اما اظهار علاقه آشکار به جنگ بدون فراهم بودن هیچ گونه زیر ساخت دفاع از جان شهروندان بحث دیگریست.

جا دارد که نهادهای مردمی و حتی دولتی در راستای سخنان آیت الله خامنه ای بر آمادگی دفاعی در جنگ احتمالی، به ارتقای توان نیروهای امدادی، آتش نشانی، اورژانس، هلال احمر تاکید کنند، تا شاید از منفعت آن مردم در زمان صلح هم بهره ببرند، برخلاف هزینه های چند میلیون دلاری برای ساخت موشک هایی که در کسری از ثانیه از بین می روند. (اگر انبار آنها قبل از جنگ منهدم نشود، مانند آنچه در ملارد کرج رخ داد!)


پی نوشت:
1- انتقادات این مطلب ارتباطی با نیروی زحمتکش و فداکار آتش نشانی و سایر نیروهای امدادی ندارد و جنبه های مدیریتی و کلان تصمیم گیری کشور را مخاطب قرار داده است.