چند روز قبل از حمله افراد مسلح به پاریس و ترور شهروندان فرانسوی، قرار بر آن بود که حسن روحانی سفری به فرانسه داشته باشد. سفری که بعد از یک دهه قرار بود انجام شود و افتخار بزرگی برای دولت روحانی و دیپلماسی جدید ایران بود. اما در همان زمان دعوت ناهار فرانسوا اولاند از هیئت ایرانی خبرساز شد، از آن جهت که دولت ایران تاکید داشت که "شراب" و غذای "غیر حلال" نباید سرو شود، -در حالی که شراب برای فرانسوی ها حالت نمادین و سنتی دارد-. با این خواسته هیئت مسلمان ایرانی موافقت نشد و کلا برنامه ضیافت تعطیل شد.
اگر بخواهیم درجه اسلامگرایی را در این رفتار حکومت ایران درنظر بگیریم با توجه به موقعیت لرزان و ضعیف حکومت در جهان و نیاز مبرم دولت "اعتدال" به ایجاد راه تنفس و ارتباطی با غرب و در کل موقعیت و قدرت نابرابر دو طرف -میزبان و مهمان- برداشت می کنیم که دولت اسلامی ایران، چندان رفتاری متمدن انجام نداده، حتی به قیمت ضعف و از دست رفتن فرصت هایش.
این در حالی است که حتی در نظر نگیریم که تمامی میهمانان ایران -دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک- از مصرف مشروبات الکلی محرومند و زنان ملزم به رعایت حجاب اسلامی هستند و هیچکس به آداب و سنن اصلی میهمان توجهی نمی کند با این بهانه که کشور مسلمان است. اما در طرف دیگر معامله کشورهای کافر -یا اهل کتاب- که میهمانی مسلمان داشته باشند باز لاجرم باید دست از آداب و رسوم خود بشویند و به آداب "میهمان مسلمان" خود عمل کنند.
این خبر مهم و سفر روحانی به فرانسه اما، با خبر عملیات تروریستی دیگر دولت اسلامی جهان -داعش- تحت الشعاع قرار گرفت و در آن عملیات عده دیگری مسلمان به خود اجازه دادند که مردمانی کافر را در مراکز لهو و لعب -طبق تعریف اسلامی- بکشند بدون طی شدن هیچگونه دادگاه علنی یا اعلام جرمی علیه افراد کشته شده.
علیرغم تفاوت و غلظت رفتار در میان این دو برخورد، نقاط مشترکی بین آنها یافت می شود که خطرناک است و نشان از آن دارد این رفتار با اینکه از دو طیف مختلف -دشمن یکدیگر- صادر می شود اما بدلیل سرچشمه فکری مشترک بسیار مشابه است.
به عنوان مثال:
اول، هر دو تصور می کنند که طرز فکر برتر هستند.
دوم، هیچکدام به عقیده طرف مقابل احترام نمی گذارند.
سوم، هر هزینه ای برای عمل به عقیده مجاز است. (برای گروه داعش از دست دادن افراد و برای دولت ایران از دست رفتن منافع سیاسی، اقتصادی...)
چهارم، همیشه انعطاف و تغیر رفتار -فکر- باید از طرف مقابل باشد
و این لیست مشترکات می تواند همچنان ادامه داشته باشد...
جالبتر اینجاست که بجز دشمنی داعش و جمهوری اسلامی در جهان واقعی و عقیدتی، اولی به متحجرترین و رادیکال ترین تفکرات اسلامی ملقب است و دولت روحانی به نرمخویی، مصلحت اندیشی و اعتدال در رفتارهای اسلامی!
گرچه این دو رفتار از دید عده ای بسیار متفاوت است، یکی نپذیرفتن دعوت به نهار، و دیگری کشتن افراد است، اما از سوی دیگر توجه نمی کنند که هیچکس خلافت اسلامی را مشروع نمی داند در حال جنگ با آن هستند، در حالی که دولت ایران به عنوان نماینده یک کشور پذیرفته شده و هواپیماهای غربی در حال بمباران پایتختش نیستند.
اجرای احکام اسلامی در ذهن مسلمانان یک "فریضه" و "واجب دینی" دیده می شود و تفاوتهای رفتاری مسلمانان نه بدلیل تردید یا اختلاف در اصول و آرمانها، بلکه بدلیل تفاوت شرایط و تاکتیک های آنهاست.
آرمانشهر و آرزوی هر گروه یا فرد مسلمانی آن است که تعداد بیشتری مردم جهان بلکه کل آنها مسلمان باشند و قوانین اسلام در جای جای دنیا اجرا شود. به این شکل است که چه جمهوری اسلامی و چه داعش و هر گروه دیگر اسلامی، از گرویدن "غیر مسلمانان" به آیین اسلامی استقبال می کنند، و آن را دلیلی بر حقانیت خود تبلیغ می کنند. از سوی دیگر نهایت تلاش را می کنند که با هر ابزار ممکن، قوانین شریعت را چه منع مصرف الکل در کاخ الیزه باشد چه مخالفت با اجرای کنسرت و مجالس لهو و لعب در پاریس، اجرا کنند.
پی نوشت:
1- شاید تک فرد یا گروه کوچکی از علمای اسلامی حملات اخیر داعش به شهروندان پاریس را محکوم کرده باشند در حالی که هیچ خبری از مراکز اصلی تحصیل دینی و آیت الله ها و مفتیان نیست. اما در قبال ترور کارکنان مجله شارلی ابدو همین تک صداهای منفرد هم از جهان اسلام شنیده نشد. اگر اعتراضی بود به توهین کنندگان و کارکنان مجله وارد شد نه مسلمانان ترور کننده.
اگر بخواهیم درجه اسلامگرایی را در این رفتار حکومت ایران درنظر بگیریم با توجه به موقعیت لرزان و ضعیف حکومت در جهان و نیاز مبرم دولت "اعتدال" به ایجاد راه تنفس و ارتباطی با غرب و در کل موقعیت و قدرت نابرابر دو طرف -میزبان و مهمان- برداشت می کنیم که دولت اسلامی ایران، چندان رفتاری متمدن انجام نداده، حتی به قیمت ضعف و از دست رفتن فرصت هایش.
این در حالی است که حتی در نظر نگیریم که تمامی میهمانان ایران -دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک- از مصرف مشروبات الکلی محرومند و زنان ملزم به رعایت حجاب اسلامی هستند و هیچکس به آداب و سنن اصلی میهمان توجهی نمی کند با این بهانه که کشور مسلمان است. اما در طرف دیگر معامله کشورهای کافر -یا اهل کتاب- که میهمانی مسلمان داشته باشند باز لاجرم باید دست از آداب و رسوم خود بشویند و به آداب "میهمان مسلمان" خود عمل کنند.
این خبر مهم و سفر روحانی به فرانسه اما، با خبر عملیات تروریستی دیگر دولت اسلامی جهان -داعش- تحت الشعاع قرار گرفت و در آن عملیات عده دیگری مسلمان به خود اجازه دادند که مردمانی کافر را در مراکز لهو و لعب -طبق تعریف اسلامی- بکشند بدون طی شدن هیچگونه دادگاه علنی یا اعلام جرمی علیه افراد کشته شده.
علیرغم تفاوت و غلظت رفتار در میان این دو برخورد، نقاط مشترکی بین آنها یافت می شود که خطرناک است و نشان از آن دارد این رفتار با اینکه از دو طیف مختلف -دشمن یکدیگر- صادر می شود اما بدلیل سرچشمه فکری مشترک بسیار مشابه است.
به عنوان مثال:
اول، هر دو تصور می کنند که طرز فکر برتر هستند.
دوم، هیچکدام به عقیده طرف مقابل احترام نمی گذارند.
سوم، هر هزینه ای برای عمل به عقیده مجاز است. (برای گروه داعش از دست دادن افراد و برای دولت ایران از دست رفتن منافع سیاسی، اقتصادی...)
چهارم، همیشه انعطاف و تغیر رفتار -فکر- باید از طرف مقابل باشد
و این لیست مشترکات می تواند همچنان ادامه داشته باشد...
جالبتر اینجاست که بجز دشمنی داعش و جمهوری اسلامی در جهان واقعی و عقیدتی، اولی به متحجرترین و رادیکال ترین تفکرات اسلامی ملقب است و دولت روحانی به نرمخویی، مصلحت اندیشی و اعتدال در رفتارهای اسلامی!
گرچه این دو رفتار از دید عده ای بسیار متفاوت است، یکی نپذیرفتن دعوت به نهار، و دیگری کشتن افراد است، اما از سوی دیگر توجه نمی کنند که هیچکس خلافت اسلامی را مشروع نمی داند در حال جنگ با آن هستند، در حالی که دولت ایران به عنوان نماینده یک کشور پذیرفته شده و هواپیماهای غربی در حال بمباران پایتختش نیستند.
اجرای احکام اسلامی در ذهن مسلمانان یک "فریضه" و "واجب دینی" دیده می شود و تفاوتهای رفتاری مسلمانان نه بدلیل تردید یا اختلاف در اصول و آرمانها، بلکه بدلیل تفاوت شرایط و تاکتیک های آنهاست.
آرمانشهر و آرزوی هر گروه یا فرد مسلمانی آن است که تعداد بیشتری مردم جهان بلکه کل آنها مسلمان باشند و قوانین اسلام در جای جای دنیا اجرا شود. به این شکل است که چه جمهوری اسلامی و چه داعش و هر گروه دیگر اسلامی، از گرویدن "غیر مسلمانان" به آیین اسلامی استقبال می کنند، و آن را دلیلی بر حقانیت خود تبلیغ می کنند. از سوی دیگر نهایت تلاش را می کنند که با هر ابزار ممکن، قوانین شریعت را چه منع مصرف الکل در کاخ الیزه باشد چه مخالفت با اجرای کنسرت و مجالس لهو و لعب در پاریس، اجرا کنند.
پی نوشت:
1- شاید تک فرد یا گروه کوچکی از علمای اسلامی حملات اخیر داعش به شهروندان پاریس را محکوم کرده باشند در حالی که هیچ خبری از مراکز اصلی تحصیل دینی و آیت الله ها و مفتیان نیست. اما در قبال ترور کارکنان مجله شارلی ابدو همین تک صداهای منفرد هم از جهان اسلام شنیده نشد. اگر اعتراضی بود به توهین کنندگان و کارکنان مجله وارد شد نه مسلمانان ترور کننده.




