‏نمایش پست‌ها با برچسب اوکراین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اوکراین. نمایش همه پست‌ها

کلاه نفتی بر سر روحانی!


گذشت زمان و حوادث رخ داده، کم کم اسرار گفتگوهای پشت درهای بسته ژنو را نشان می دهد. و می توان پی برد که چگونه ایران بازهم بازیچه قدرت های بزرگ قرار گرفته در عین حالی که آیت الله خامنه ای فکر می کند در حال تعامل یا حتی مقابله با غرب است!

سقوط قیمت نفت در کمتر از یک ماه بعد از تمدید فرصت توافق ژنو، نشان می دهد که چرا مذاکره کنندگان غربی بی رغبت به توافق به قول خودشان "ضعیف" و بدون عجله، با پیشنهاد امریکا، مهلت مذاکرات را به 7 ماه آینده موکول کردند و نمایندگان آیت الله خامنه ای هم با رضایت آن را پذیرفتند!

دقیقا در زمانی که آیت الله خامنه ای و سپاهیانش در حال تدارک برای "مرعوب کردن غرب" در منطقه بودند و لشکر 20 میلیون نفری شیعیان را با هزینه هنگفت برای رفتن به کربلا را تجهیز و تدارک می کردند، تا سخن تکراری "قدرت نفوذ در منطقه" را تکرار کنند، وزیر امور خارجه امریکا در سفری به عربستان طرح مصلوب کردن ایران و روسیه با میخ نفت را با شیوخ عرب هماهنگ می کرد.

دولت روحانی بسیار زودتر از پیش بینی گرفتار شدنش در بن بست سیاسی که بسیاری -از تحلیل گران- پیش بینی کرده بودند، به بن بست اقتصادی رسیده است. شاید بدترین سناریوهای دولت روحانی در زمان انتخابات هم، چنین تحریم طولانی را پیش بینی نمی کرد، چه برسد به سقوط قیمت نفت که برای هر دولت نفتی کمرشکن است. (و شرایطی که دولت بدلیل تحریم ها، مجبور به فروش نفت، کمتر از قیمت بازار و رقباست!)
البته تیم اقتصادی دولت روحانی تلاش می کند که اوضاع را پیش بینی کند و قبل از آنکه دیر شود اقدام کند. از افزایش نرخ سود کوتاه مدت بانکی که از قضا مطابق بر تقویم هسته ای ایران است! تا فروش سربازی و تلاش برای شکستن موج وحشت عمومی مردم از ورشکستگی دولت و بانکها. چرا که تجربه نشان داده که واکنش بازار و مردم ایران به خبرهای هسته ای و اقتصادی بیش از عامل آنها یعنی تحریمها، باعث نوسان بازار، افزایش تورم و سقوط ارزش ریال می شود.

روحانی در بیرجند در حالیکه از یک طرف نگران و عصبانی از قیمت نفت است و نفرین و ناله به عربستان می کند،  تلاش می کند که دولت را مسلط به اوضاع نشان دهد و دستاوردهای آرامش در اقتصاد را به مردم آدرس دهد.

امروز مشخص شده که غرب با همکاری اعراب در بهترین زمان تصمیم به تنبیه ایران و روسیه گرفته است و با سفاهت رهبران ایران، ایران را هم به "گونی روسیه" راندند و حداقل برای 7 ماه هردوکشور را چوب می زنند! مشخص است که بعد از این 7 ماه کتک خوردن، مقاومت نمایندگان آیت الله خامنه ای برای امضای هر قراردادی که جلویشان گذاشته شود کمتر خواهد شد. خصوصا که امروز هم صدای انتقادات به برنامه هسته ای در دولت و دانشگاه های ایران بطور علنی تر شنیده می شود. و دیگر کاسه صبر بسیاری لبریز شده است.

روسیه اما داستان متفاوتی دارد، به نظر می رسد که غرب -بخوانید امریکا- تصمیم گرفته که پوتین -روسیه- را سرجای خودش بنشاند و تصور "بی صاحبی دنیا" که بعد از "بی رمقی اوباما" به او دست داده بود را از سرش خارج کند. دیگر حتی معامله سوریه مخروبه با شبه جزیره کریمه و خروج نیروهای روسیه از اوکراین هم غرب را راضی نمی کند و پوتین به یک غلط کردم "غلیظ عملی" با استعفا یا خروج از کریمه نیاز دارد. که درس عبرتی شود برای هر رهبری که خواب دیکتاتوری و تجاوز به خاک دیگر کشورها را در قرن 21 می بیند.

نباید فراموش کرد که رویه دولت اوباما بعد از اعلام نارضایتی عمومی مردم به حزب دموکرات در انتخابات سنا و عملکرد دولت او، تا حدی عوض شده و اوباما از رییس جمهوری ترسو و صلح طلب به یک وطن پرست، مبارز در سبک خودش تبدیل شده است! این تغیر رویه، در لفظ اوباما -در آخرین مصاحبه سال میلادی اش- راجع به لغو اکران فیلم "مصاحبه*" از ترس حملات تروریستی واضح به چشم می آید.
قطعا این تغیر رویه از چشم دیپلمات های دولت روحانی هم دور نمی ماند و می توان آن را دلیل دیگری دانست بر تقویت توافق هسته ای در تیرماه آینده، و راضی شدن آیت الله خامنه ای به دست کشیدن از رویای اسباب بازی های اتمی اش. در زمانی که هنوز اوبامای "حتی تغیر کرده" بر سرکار است و می توان جای پایی در حاکمیت امریکا فراهم کرد. خصوصا که از سرگیری روابط امریکا- کوبا بعد از نیم قرن، الگوی خوبی برای آیت الله خامنه ای است.

زمان مشخص خواهد کرد که فشار شیرهای نفت اعراب، تا چه حد می تواند افکار بلندپروازانه رهبران خودکامه جهان را از ذهنشان خارج کند.

*مصاحبه، فیلمی کُمدی از "کیم جونگ اون" رهبر کره شمالی است که مدیران شرکت سونی (تهیه کننده) بعد از هک شدن شرکت و تهدید به عملیات های تروریستی علیه سینماهای پخش کننده، تصمیم به لغو اکران گرفتند که این تصمیم مورد انتقاد بسیاری از شخصیت ها از جمله اوباما قرار گرفت.

پی نوشت:
1- با توجه به تیم مدیران ارشد اقتصادی دولت، و ذکاوت و زبان نرم روحانی، به نظر نمی رسد وضعیت اقتصاد ایران علیرغم وضعیت اسفناک شاخص ها، در حد دولت احمدی نژاد خراب شود. مگر آنکه اتفاق پیش بینی نشده ای رخ دهد. حتی با اینکه دولت مجبور است جایگزین نفت از دست رفته، دست در جیب ملت کند و با گران کردن دلار و اخذ مالیات، روزهای آتی را به امید توافق سپری کند.
2- نشانه های پریدن مَستی نفتی از سر آیت الله خامنه ای و پوتین، آرامشی را به اردوی رقیب تزریق می کند که نتیجه آن تغیر سیاست های غرب و اعراب و آرامش در منطقه خواهد بود.

خبرهای آخرین روزهای سال


این روزها طبیعت به اعتدال بهاری نزدیک می شود و از شدت هیاهوی رسانه ها و اخبار هم کاسته شده یا حداقل موضوع بزرگی فعلا در آنها جریان ندارد. نگاهی به چند خبر نسبتا مهم و اخیر با اولویت ایران می اندازم:

در سیاست خارجی ایران، کاترین اشتون دیداری از ایران داشته و در نبود سفارت انگلیس سعی در ارزیابی مواضع و جو جامعه ایران در این مرحله از توافق ها و در دولت جدید دارد. که احتمالا برای ادامه مذاکرات مهم است. شگفتی وی آنجا بوده که متوجه شده جامعه ایران و حتی "دانش آموزان اصفهانی" هم او را می شناسند!

تقریبا خبر کشف تسلیحات ارسالی ایران به غزه از نظر "بدیهی بودن" و خبر الصاق کریمه در آینده نزدیک به روسیه از نظر "سیاست روسی" برای ایران به یک اندازه مهم است. در مورد دوم اگر نتایج همه پرسی -الصاق به روسیه- با درصد بالا مثبت باشد -که احتمالا هست- تقریبا هیچ واکنشی متقابل خشنی را از سوی دولت های غربی شاهد نخواهیم بود و تنها دولت غرب گرا تری در اوکراین برسر کار خواهد آمد و قراردادهای بیشتر اوکراین با اروپا این کشور را به متحد غرب اضافه خواهد نمود چرا که درصد روس تبارهای اوکراین بعد از جدا سازی کریمه کمتر خواهد شد و بدیهی است که این جداسازی هم از نظر جمعیتی و هم از نظر تنفر مردم اوکراین نسبت به روسیه وزنه را به سمت غرب سنگین تر خواهد کرد.

بی خبری از سوریه نشان می دهد که در همچنان بر پایه گذشته می گردد و زمان تنها به ضرر مردم سوریه در حرکت است.
جدید ترین خبر در مورد سرنشینان مشکوک هواپیمای مالزی حکایت از ایرانی بودن آنها دارد و این مساله به خودی خود اگر همراه با هیچ عملیات خرابکاری دیگری نباشد -که این موضوع پتانسیل نقش بیشتر ایران در مفقود شدن هواپیما را دارد- ذهنیت دولت و مردم شرق دور را نسبت به ایران بدتر خواهد کرد اگرچه تاثیر کمتری بر سیاست خارجی کشورهایی مانند چین یا مالزی خواهد داشت. و در صورت پیدا کردن شواهد بیشتر، احتمالا اولین چالش جدید دستگاه دیپلماسی خارجی ایران در سال نو خواهد بود.

در داخل ایران هم در کنار انتظار و آمادگی برای نوروز، بحث افزایش قیمت ها، تغیر قیمت وسهمیه بنزین، سبد کالا و حقوق کارمندان و کارگران در صدر اخبار است. البته از خبرهای گاه و بیگاه فساد اقتصادی دولت احمدی نژاد و در راس آنها بابک زنجانی به عنوان نماد فسادهای 8 سال گذشته نمی توان گذشت. مشارکت او با حکومت -وزارت اطلاعات و سپاه- نکته جدیدی ندارد چرا که هر تراکنش مالی در سطوح میلیاردی بدون اذن و نظارت آنها نیست، چه برسد به خرید باشگاه و شرکت هواپیمایی و شرکت های دولتی وغیره. بعید است که موضوع بابک زنجانی به فراتر از چند چهره مستعفی در دولت احمدی نژاد ادامه یابد و بزودی با قول مساعد او برای بازپس دادن بدهی های دولتی تمام خواهد شد.

مشکلات روزمره اقتصادی همچنان دغدغه شماره یک مردم خصوصا در روزهای پایانی سال است، و همچنان به آخرین خبر های سال 92 که مذاکرات روزهای آخر اسفند -با قول اتمام آن قبل از نوروز از سوی اشتون- است نیم نگاهی دارند. چرا که هر قدم از مسیر توافق با غرب می تواند در نتیجه نهایی و بخصوص به چگونگی وضعیت ایران بعد از مهلت 6 ماهه و تحریم ها بر اقتصاد ایران تاثیر گذار باشد.

پی نوشت:
عکس، خانم اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، درحال دریافت هدیه از آقای زرگر استاندار اصفهان

تاثیر حوادث اوکراین بر ایران


گرچه که مسئولین جمهوری اسلامی بسیار از وقایع اوکراین پریشان شده اند و به چشم خود کابوس شبانه شان را در اوکراین تعبیر شده می یابند. اما در عالم واقع، اتفاقات اوکراین مستقیما هیچ تاثیر یا بیشتر از آن هیچ مشابهتی با جامعه ایران ندارد.
نه فرهنگ و تاریخ اوکراین شبیه ایران است و نه حکومت مذهبی و کهن ایران ارتباطی به حاکمیت دموکراتیک زمینی و امروزی اوکراین دارد. شاید تنها وجه دور شباهت، حمایت روسیه از دو حکومت باشد که آن هم فاصله مشابهت حمایت روسیه از اوکراین با ایران زمین تا آسمان است، چه از نظر جغرافیایی و چه از نظر فرهنگ و جمعیت.
اما فارغ از تمام تفاوت ها، بدلیل کوچک شدن تاثیرات جهانی باید دید که تاثیرات بحران اوکراین بر وضعیت ایران چیست؟ هرچند که این تاثیرات غیر مستقیم باشد.

1. شاید مستقیم ترین تاثیر حوادث اوکراین بر ایران این بود که توجه ها و اخبار را از سمت توافق هسته ای ایران به سمت خود کشید و ایران از صدر اخبار جهانی خارج شد. تجربه نشان داده که نبود فشار خبری بر جمهوری اسلامی موجب موفقیت و عملکرد بهتر دیپلمات ها و مسئولین ایرانی است.

2. تاثیر غیر مستقیم سیاسی، امتیاز گیری روسیه در زمین اوکراین از غرب است، که اگر همراه با عقب نشینی روسیه از حکومت بشار اسد در سوریه هم همراه شود، باعث خواهد شد که تمرکز قوای سیاسی روسیه بالا رود و آنوقت در مذاکرات با ایران روسیه وزنه سنگین تری خواهد داشت و غرب مجبور به کوتاه آمدن بیشتر در مورد ایران خواهد شد. البته بعید است که روسیه تمام تخم مرغ هایش را در سبد آیت الله ها بگذارد چرا که بطور سنتی معتقد به تکثرگرایی منافع است (خصوصا سوریه که بعد از عراق و لیبی تنها متحد "جهان عرب" روسیه است) که در این صورت وضعیت برای ایران چندان تفاوتی نخواهد کرد و امتیازهای اوکراین با سوریه خط خواهد خورد.

3. "جمهوری اسلامی" از ابتدا بر پایه تضاد منافع و تخاصم قدرت های شرق و غرب و با شعار "نه شرقی نه غربی" بوجود آمده و با نوعی شعار "استقلال اسلامی" که در عمل متکی بر قسمتی از غرب و قسمتی از شرق بوده رشد و نمو کرده است. اما حوادث روزگار قدرت شرق را از میان برد و "استقلال اسلامی" کج شد و با نیمه شعار " نه غربی" به دامن شرق افتاد و بدلیل هویتش که بقا در زیر سایه دو ابرقدرت بود -که دیگر وجود نداشتند- دچار شکاف عمیقی در فلسفه وجودی اش شد و رفته رفته رو به اضمحلال رفت چه از نظر فکری و چه از نظر سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و سایر زمینه ها، که تا امروز اتفاق افتاده و عیان است.
اما امروز حوادث اوکراین که بار دیگر عرصه قدرت نمایی شرق و پاسخ غرب شده و اندکی فضای دوقطبی سه دهه پیش را زنده کرده، باعث شده/خواهد شد که سیاستمداران جمهوری اسلامی دوباره جانی بگیرند و بتوانند بهترین بهره برداری را بکنند و از حداکثر ظرفیتها و تجربیات شان استفاده کنند.
هرچه بحران اوکراین بیشتر ادامه پیدا کند و هرچه اتفاقات رادیکال تر باشد، بهره برداری حکومت از آن بیشتر خواهد بود و یاد آور دوران طلایی گسترش و استقرار "جمهوری اسلامی" است.

در نهایت اینکه ادامه بی ثباتی و بحران در اوکراین علاوه بر تاثیر منفی برای مردم آن کشور، چندان به منفعت مردم ایران هم نخواهد بود. چرا که طلوع دوباره قدرت شرق، شکافی میان دو ابرقدرت جهان ایجاد خواهد کرد که به بقای حکومت اسلامی در ایران کمک می کند. و قسمتی از فشارهای همه جانبه جهانی بر جمهوری اسلامی را خنثی خواهد کرد.
خوشبختانه تا این لحظه روند رو به کاهش تخاصم شروع شده و امید است که بزودی تمام شود.