رفراندم روحانی، به نفع مردم یا به نفع رهبر؟

 اخیرا جناب روحانی گفته که اقتصاد نباید به سیاست -داخلی و خارجی- یارانه بدهد به زبان عادی یعنی آنکه سیاست های حکومت از ابتدای انقلاب تاکنون تنها موجب هزینه ها و فشارهای بیشتر به مردم بوده و نهایت آنکه بایستی از آرمان خواهی کور دست برداریم.
1- نگاهی به وضعیت اقتصادی ایران، فسادها، تحریمها، مشکلات سیاست خارجی، و قیمت نفت همانطور که قبلا بیان شد، نشان می دهد که ادامه این روش حتی با شعار هم ناممکن است و بزودی نیاز به تغیراتی بنیادی وجود دارد. تقریبا دیگر گزینه ای بجز "تغیر" در پیش پای حکومت نیست. اما اینکه این تغیر چگونه انجام شود محل بحث و اختلاف است. منطق حکم می کند که مسئولین و مسببین سیاست های فعلی که عمدتا تحت عنوان آیت الله خامنه ای هستند، در ازای اختیار و قدرتی که داشته اند، مورد مواخذه و بازخواست قرار بگیرند و حتی در صورت لزوم از جایگاهشان عزل شوند. اما بحث از رفراندم برای "تغیر" در حالی که اشاره ای به مسئولین و مسئولیت آنها نشود، تنها نوعی مشروعیت بخشی به آنان، حل کردن مشکل در کوتاه مدت و نهایتا فریب مردم و جامعه جهانی است. چرا که بعید است بسیاری از تصمیم گیرندگان ارشد نظام که قدمتی به درازای انقلاب دارند و دهه های 70 و 80 عمر خود زندگی می کنند، بتوانند تفکرات و نگرش اشتباه خود را تنها با "نتایج رفراندم" تغیر دهند، حتی اگر فرض کنیم که تن به نتایج رفراندمی حقیقی بدهند.

2- صحبت از رفراندم و آرای مردم در همه حال شیرین است، اما باید دید که آیا شرایط صحیحی از بستر رفراندم و رای گیری وجود دارد یا خیر. مثلا رفراندم اخیر در اسکاتلند نمونه خوبی از برگزاری یک رفراندم است. باید قبل از برگزاری رفراندم، زمینه بحث و تبادل آرا و شنیدن تمامی نظرات موافق و مخالف برای مردم وجود داشته باشد و با توجه به تمام ابعاد موضوع مردم بتوانند رای خود را به صندوق بیاندازند. که در شرایط تک صدایی و نبود هیچ رسانه رسمی و منتقد یا مخالفی، مانند وضع فعلی، نمی توان آرای عمومی را بهترین راه حل برای موضوعات مهم ارزیابی کرد. هرگونه رای گیری گنگ از مردم، احتمال تکرار نتایج "همه پرسی جمهوری اسلامی" را می تواند رقم بزند.

3- حتی اگر فرض نکنیم که استیصال اقتصادی و سیاسی و خوردن کفگیر به ته دیگ نفت و کمبود بودجه و... باعث سرعقل آمدن دولت و حاکمیت شده، و ایشان خود با خواست درونی و بنا به احترام به آرای عمومی، صحبت از "رفراندم" می کنند. چه گزینه هایی برای رفراندم وجود دارد؟ مردم مابین تغیر سیاست های هسته ای -که لاجرم باید انجام شود- و چه چیز دیگری مخیر هستند؟
ناگفته پیداست که پافشاری بی خردانه رهبر بر غنی سازی و سیل فشارهای اقتصادی و سیاسی خارجی وارد شده، اگر قابل ادامه بود، نیازی به تغیر و صحبت از رای مردم نمی شد! ادامه وضع فعلی گزینه های نظامی و جنگ را به روی میز مذاکرات می آورد که حداقل نتیجه آن برای حاکمیت فروپاشی است. (هزینه های اصلی به مردم وارد می شود)

4- با اینکه چاره جویی حسن روحانی و مستمسک شدن به "رفراندم" را نوعی رهانیدن آیت الله خامنه ای از مهلکه تصمیم گیری و پذیرش اشتباهات -فجیع- گذشته اش می دانم اما چون به نظر می رسد که رهبر انقلاب به تنهایی جسارت پذیرش اشتباهات و برگشت از سیاستهای غلط، در یک کلام سرکشیدن جام زهر را ندارد. این همه پرسی می تواند روش مناسبی برای پایان سیاست خانمان سوز هسته ای، هزینه های هنگفت آن و دور کردن خطر جنگ احتمالی برای ایرانیان باشد.
به شرطی که رفراندم تنها به یک رای گیری خلاصه نشود و با آداب کامل شامل مقدمه ها و مؤخره ها انجام شود. یعنی آنکه به همین بهانه، فضاهایی از بحث و گفتگو در رسانه ها، دانشگاه ها، مراکز فرهنگی ایجاد شود و اهل فکر و قلم بتوانند نظراتشان را منتشر کنند، و پاسخ ها، نقدها و توصیه های متخصصین شنیده شود.
جهت تسکین افکار عمومی از صحت انتخابات، در برگزاری همه پرسی، از نظارت خبرنگاران و ناظرین داخلی و خارجی استفاده شود و همینطور بعد از آن راه باز شده بر متفکرین و متخصصین باز بماند و استبدادی که یک قدم به عقب خزیده نه تنها به جای خود باز نگردد که روندی بوجود آید برای دربند کردن استبداد، با باز نگه داشتن فضای گفتگو، انتشار نتایج نظرسنجی ها و فعالیت رسانه های آزاد.

در غیر این شرایط، "رفراندم" بازیچه ای خواهد بود در دست سیاستمداران جهت استفاده تبلیغاتی و فشار بر رقبای سیاسی شان، بدون در نظر گرفتن نظر و حق مردمی که در آن شرکت می کنند.

تحریم اقتصادی- آزمایش بر ایران، اجرا در روسیه

1- همزمان با دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و افزایش قیمت نفت، دنیای غرب دست به آزمایش بزرگی زد و تحریم هایی را بر علیه ایران اجرا کرد که در نوع خود و با موقعیت ایران بی سابقه بود. پیش بینی بسیاری کارشناسان از "تحریم نفتی" ایران، افزایش قیمت نفت و به تبع آن فروپاشی اقتصادهای صنعتی و هرج و مرج در بازارهای جهانی بود بخصوص که جهان تازه در حال کمر راست کردن از بحران بزرگ مالی سال 2008 بسر می برد.
در همین حال سرداران نظامی ایران هم تهدید می کردند که در مقابل اجرای تحریم ها، تنگه هرمز را خواهند بست و نفت را به کیمیایی نایاب در بازارهای جهانی تبدیل می کنند. اما در بحبوحه این درگیری های لفظی که قیمت نفت را به رکوردهای جهانی رسانده بود، بخشی از شاهراه اقتصاد ایران -نفت- مورد تحریم قرار گرفت و نه تنها قیمت ها در بازار افزایش نیافت که با خوابیدن التهاب شعارهای تهی مایه، قیمت ها اندکی کاهش یافت و تقریبا با "کمترین عوارض" ایران از چرخه اقتصاد جهانی -انرژی- کنار گذاشته شد.

شاید مدتی زمان لازم بود تا تاثیر عمیق تحریم های اقتصادی خود را بر ایران نشان دهد و از طرف دیگر "جهان" متوجه شود که بدون حضور یک بازیگر نسبتا مهم نیز خللی در تعاملات انرژی بوجود نخواهد آمد. بطوری که بعد از آن ضربه هولناک، غرب -بخوانید امریکا- به سمت تصویب و اجرای پروژه ای رفت که صادرات نفت ایران را به "صفر" برساند، دولت ایران که قبلتر قطعنامه ها را کاغذ پاره می خواند به سرعت درخواست ازسرگیری مذاکرات هسته ای را مطرح کرد و حاضر شد پشت میز گفتگوها بنشیند. و بخش بعدی تحریم ها تا امروز معلق ماند.
از آن زمان ایران هم نتوانست علیرغم شعارهایش، بطور موثری تحریم ها را "دور بزند" و نهایت تلاشها و شعارهای  آیت الله خامنه ای و رییس جمهور محبوبش در تلاش برای "دور زدن تحریم ها" به مشتی کلاه بردار مانند بابک زنجانی رسید و نه تنها سودی نرساندند که به حیثیت "نظام" ضربه زدند! و بستری شد برای سایر داستان های فساد مالی که بسیار شنیده ایم.

2- تمامی تبعات تحریم های اقتصادی برای ایران مورد انتظار و پسند غرب قرار گرفت و حتی به فراتر از خواسته هایشان رسیدند. این نتایج شیرین باعث شد که "گزینه تحریم" در کنار گزینه های دیگر مانند جنگ نظامی و... در مواجهه با "دولت ها" بطور جدی بر روی میز غرب -جهان- قرار بگیرد.
حدود یک سال پیش که روسیه در واکنش به حوادث اوکراین و سرنگونی دولت هوادارش، وارد دخالت مستقیم و نهایتا انضمام شبه جزیره کریمه به خاکش شد، تصور نمی شد که غرب بجز گزینه نظامی -که رغبتی به آن نداشت- واکنش دیگر و درخوری بتواند نشان دهد، بخصوص که اتحادیه اروپا در بحران مالی گیر افتاده بود و دولت اوباما جدیت لازم برای برخورد با روسیه نشان نمی داد. کمااینکه قسمت عمده ای از انرژی اروپا به روسیه وابسته است و هرگونه تحریم اگر با واکنش متقابل روسیه مواجه می شد می توانست اثرات معکوس بر اقتصاد کشورهای صنعتی اروپا داشته باشد و خانه های اروپاییان در زمستان سرد بماند.

اما بازهم با این شرایط، غرب سلاح تحریم همراه با نفت را برداشت و به جنگ روسیه رفت. تحریم های اندک و هدفمند -در مقایسه با ایران- همراه با کاهش ارزش نفت -و انرژی- باعث شد که در مدت کوتاهی ارزش روبل روسیه به نصف کاهش یابد و علاوه بر تاثیرات کوتاه مدت، شرایط برای حضور سرمایه گذاران در روسیه -که تضمین آینده اقتصادی هر کشوری هستند- سخت شود و بسیاری آنجا را ترک کنند.
روسها که بعد از دهه ها تجربه زندگی در پشت دیوارهای آهنین کمونیستی، چند سالی زندگی در "اقتصاد آزاد" را مزه مزه می کردند، سطح رفاه و وضعیت اقتصادیشان بهبود یافته بود و شاخص ها رضایت آنان از حاکمیت و سیاست های پوتین را نشان می داد، با شرایطی سخت مواجه شده اند بین آنکه بر سیاست های کشورگشایانه دولت مهر تایید بزنند و با شرایط سخت مالی زندگی کنند یا آنکه به قوانین مورد قبول جهانی سر بنهند و -بدون میانبر- آرام آرام پیشرفت کنند.

3- علیرغم تمام شباهت ها، بزرگترین و مهمترین تفاوت میان ایران و روسیه این است که حاکمیت در ایران درصد قلیلی از جمعیت را نمایندگی می کند. به این معنا که اندک افرادی از ایرانیان سیاست های جمهوری اسلامی را قبول دارند و خط مشی حکومت مورد قبولشان است. اما در روسیه "حاکمیت پوتین" نماینده طرز فکر غالب مردم روسیه است و سیاست هایش منطبق بر رضایت و خواست روس هاست. مثلا انضمام خاک کریمه گرچه از دید جهانی نامعقول، اما مورد پسند و شادی اکثر روسها قرار گرفت.
به همین علت، به فرض نارضایتی عمومی مردم روسیه از دولت، این نارضایتی به احتمال زیاد در سیاست های دولت پوتین منعکس می شود و در نهایت می تواند موجب قدرت گرفتن احزاب مخالف اما ضعیف فعلی شود.
در مجموع می توان گفت که قدرت در روسیه با سهولت بیشتری نسبت به ایران دست به دست می شود، و مردم نقش تاثیر گذاری در سیاست های دولت متبوعه خود دارند. به این جهت شکل تحریم ها در روسیه با ایران تفاوت دارد و مردم به شکل غیرمستقیم تر و محترمانه تری تحت فشار قرار دارند!

در این قالب، سال 2015 میلادی، سالی مهم برای مردم روسیه خواهد بود، چرا که پیش بینی می شود قیمت نفت در این سال همچنان پایین بماند و طولانی شدن رکود اقتصادی می تواند باعث تغیر نظر مردم و ایجاد فرصت تغیر در سیاستهای جاری شود. گرچه که در یک احتمال ضعیفتر ممکن است در این سال معامله ای بین غرب و روسیه بر سر -برنامه اتمی- "ایران" شکل بگیرد.

پی نوشت:
1- سال نوی میلادی را بر تمامی فارسی زبانان سراسر جهان علی الخصوص هموطنان مسیحی تبریک عرض میکنم.
2- پوتین برخلاف همتای ایرانی اش، در نظری راجع به کاهش قیمت نفت، علت آن را مجهول دانست و احتمال عرضه و تقاضای طبیعی بازار را رد نکرد!

کلاه نفتی بر سر روحانی!


گذشت زمان و حوادث رخ داده، کم کم اسرار گفتگوهای پشت درهای بسته ژنو را نشان می دهد. و می توان پی برد که چگونه ایران بازهم بازیچه قدرت های بزرگ قرار گرفته در عین حالی که آیت الله خامنه ای فکر می کند در حال تعامل یا حتی مقابله با غرب است!

سقوط قیمت نفت در کمتر از یک ماه بعد از تمدید فرصت توافق ژنو، نشان می دهد که چرا مذاکره کنندگان غربی بی رغبت به توافق به قول خودشان "ضعیف" و بدون عجله، با پیشنهاد امریکا، مهلت مذاکرات را به 7 ماه آینده موکول کردند و نمایندگان آیت الله خامنه ای هم با رضایت آن را پذیرفتند!

دقیقا در زمانی که آیت الله خامنه ای و سپاهیانش در حال تدارک برای "مرعوب کردن غرب" در منطقه بودند و لشکر 20 میلیون نفری شیعیان را با هزینه هنگفت برای رفتن به کربلا را تجهیز و تدارک می کردند، تا سخن تکراری "قدرت نفوذ در منطقه" را تکرار کنند، وزیر امور خارجه امریکا در سفری به عربستان طرح مصلوب کردن ایران و روسیه با میخ نفت را با شیوخ عرب هماهنگ می کرد.

دولت روحانی بسیار زودتر از پیش بینی گرفتار شدنش در بن بست سیاسی که بسیاری -از تحلیل گران- پیش بینی کرده بودند، به بن بست اقتصادی رسیده است. شاید بدترین سناریوهای دولت روحانی در زمان انتخابات هم، چنین تحریم طولانی را پیش بینی نمی کرد، چه برسد به سقوط قیمت نفت که برای هر دولت نفتی کمرشکن است. (و شرایطی که دولت بدلیل تحریم ها، مجبور به فروش نفت، کمتر از قیمت بازار و رقباست!)
البته تیم اقتصادی دولت روحانی تلاش می کند که اوضاع را پیش بینی کند و قبل از آنکه دیر شود اقدام کند. از افزایش نرخ سود کوتاه مدت بانکی که از قضا مطابق بر تقویم هسته ای ایران است! تا فروش سربازی و تلاش برای شکستن موج وحشت عمومی مردم از ورشکستگی دولت و بانکها. چرا که تجربه نشان داده که واکنش بازار و مردم ایران به خبرهای هسته ای و اقتصادی بیش از عامل آنها یعنی تحریمها، باعث نوسان بازار، افزایش تورم و سقوط ارزش ریال می شود.

روحانی در بیرجند در حالیکه از یک طرف نگران و عصبانی از قیمت نفت است و نفرین و ناله به عربستان می کند،  تلاش می کند که دولت را مسلط به اوضاع نشان دهد و دستاوردهای آرامش در اقتصاد را به مردم آدرس دهد.

امروز مشخص شده که غرب با همکاری اعراب در بهترین زمان تصمیم به تنبیه ایران و روسیه گرفته است و با سفاهت رهبران ایران، ایران را هم به "گونی روسیه" راندند و حداقل برای 7 ماه هردوکشور را چوب می زنند! مشخص است که بعد از این 7 ماه کتک خوردن، مقاومت نمایندگان آیت الله خامنه ای برای امضای هر قراردادی که جلویشان گذاشته شود کمتر خواهد شد. خصوصا که امروز هم صدای انتقادات به برنامه هسته ای در دولت و دانشگاه های ایران بطور علنی تر شنیده می شود. و دیگر کاسه صبر بسیاری لبریز شده است.

روسیه اما داستان متفاوتی دارد، به نظر می رسد که غرب -بخوانید امریکا- تصمیم گرفته که پوتین -روسیه- را سرجای خودش بنشاند و تصور "بی صاحبی دنیا" که بعد از "بی رمقی اوباما" به او دست داده بود را از سرش خارج کند. دیگر حتی معامله سوریه مخروبه با شبه جزیره کریمه و خروج نیروهای روسیه از اوکراین هم غرب را راضی نمی کند و پوتین به یک غلط کردم "غلیظ عملی" با استعفا یا خروج از کریمه نیاز دارد. که درس عبرتی شود برای هر رهبری که خواب دیکتاتوری و تجاوز به خاک دیگر کشورها را در قرن 21 می بیند.

نباید فراموش کرد که رویه دولت اوباما بعد از اعلام نارضایتی عمومی مردم به حزب دموکرات در انتخابات سنا و عملکرد دولت او، تا حدی عوض شده و اوباما از رییس جمهوری ترسو و صلح طلب به یک وطن پرست، مبارز در سبک خودش تبدیل شده است! این تغیر رویه، در لفظ اوباما -در آخرین مصاحبه سال میلادی اش- راجع به لغو اکران فیلم "مصاحبه*" از ترس حملات تروریستی واضح به چشم می آید.
قطعا این تغیر رویه از چشم دیپلمات های دولت روحانی هم دور نمی ماند و می توان آن را دلیل دیگری دانست بر تقویت توافق هسته ای در تیرماه آینده، و راضی شدن آیت الله خامنه ای به دست کشیدن از رویای اسباب بازی های اتمی اش. در زمانی که هنوز اوبامای "حتی تغیر کرده" بر سرکار است و می توان جای پایی در حاکمیت امریکا فراهم کرد. خصوصا که از سرگیری روابط امریکا- کوبا بعد از نیم قرن، الگوی خوبی برای آیت الله خامنه ای است.

زمان مشخص خواهد کرد که فشار شیرهای نفت اعراب، تا چه حد می تواند افکار بلندپروازانه رهبران خودکامه جهان را از ذهنشان خارج کند.

*مصاحبه، فیلمی کُمدی از "کیم جونگ اون" رهبر کره شمالی است که مدیران شرکت سونی (تهیه کننده) بعد از هک شدن شرکت و تهدید به عملیات های تروریستی علیه سینماهای پخش کننده، تصمیم به لغو اکران گرفتند که این تصمیم مورد انتقاد بسیاری از شخصیت ها از جمله اوباما قرار گرفت.

پی نوشت:
1- با توجه به تیم مدیران ارشد اقتصادی دولت، و ذکاوت و زبان نرم روحانی، به نظر نمی رسد وضعیت اقتصاد ایران علیرغم وضعیت اسفناک شاخص ها، در حد دولت احمدی نژاد خراب شود. مگر آنکه اتفاق پیش بینی نشده ای رخ دهد. حتی با اینکه دولت مجبور است جایگزین نفت از دست رفته، دست در جیب ملت کند و با گران کردن دلار و اخذ مالیات، روزهای آتی را به امید توافق سپری کند.
2- نشانه های پریدن مَستی نفتی از سر آیت الله خامنه ای و پوتین، آرامشی را به اردوی رقیب تزریق می کند که نتیجه آن تغیر سیاست های غرب و اعراب و آرامش در منطقه خواهد بود.

اربعین عاشورا 93، نقطه عطفی در تحولات منطقه و ایران


نوروز امسال تحلیلی در مورد شخصیت "قاسم سلیمانی" و نقش او در تحولات خاورمیانه منتشر کردم که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت. در راستای آن تحلیل می توان گفت که اربعین امسال بزرگترین نشانه هویت ظهور آن "امپراطوری ایرانی" است.

سقوط صدام به دست امریکا را می توان آغاز مسابقه قدرت های منطقه ای و جهانی برای تسلط به عراق دانست. اما دیری نپایید که با فرسایشی شدن جنگ برای امریکا، و دخالت های ایران، هزینه های کلانی بر این کشور تحمیل شد و تغیر دولت باعث شد امریکا از این رقابت خارج شود و پنهان و آشکار جایگاه تامین امنیت عراق که بر عهده امریکا بود در دست نیروهای شیعه یا به عبارت بهتر سپاه قدس و ایران قرار بگیرد. فعل و انفعالات بسیاری در این سالها رخ داده، اما کشمکش بر سر این منطقه بین 3 کشور ایران، ترکیه و عربستان همچنان ادامه دارد. 

حمایت از گروهای سنی و سلفی توسط دولت عربستان در یک ضلع، نگاه "اسلام محور" دولت ترکیه و اخیرا تلاش برای احیای زبان و هویت امپراطوری عثمانی با ویترین مدرنیته و آزادی ترکیه به عنوان "ورژن جدید تمدن اسلامی برای مسلمانان منطقه" در ضلع دیگر و تلاش ایران برای حفظ امنیت مناطق شیعه نشین، مبارزه با سلفی ها و داعش، حفظ حکومت بشار اسد و باز نگه داشتن معبر تغذیه حزب الله لبنان جهت مقابله با اسراییل ضلع سوم مثلث تقابل در عراق تشکیل می دهند.

ایران در شرایط فعلی دست بالا را در عراق دارد بدلایل زیر:
1- از نظر تئوری و مذهب، تفکر شیعه نرمتر و صلح جوتر از تفکرات سنی است و بدلیل دایه بودن ایران در شیعه، دو کشور عربستان و ترکیه ناچار از نمایندگی و حمایت سلفی ها و اسلامگراهای تندرو هستند، که در دنیای مدرن این تفکرات خود به خود عقیم است. بعلاوه آنکه ترکیه دچار استاندارد دوگانه با کردهای سنی مذهب است. و ایران این مشکل را بسیار هوشمندانه تر حل کرده است.
2- کشورهای غربی هم به علت قبل و تفکر مبارزه با تروریسم، ناخودآگاه در جبهه ایران قرار می گیرند و اقداماتشان به سود ایران خواهد بود، به سمت مبارزه با گروههای مسلح افراطی سنی مذهب.
3- هیچ چشم اندازی برای کمرنگ شدن نگاه ایدئولوژیک ایرانی -شیعه- در عراق وجود ندارد. شیعیان عراق منابع مالی و گستره پهناوری از عراق را در اختیار دارند و روابط نزدیکشان با حکومت ایران حفظ کرده اند. در مقابل ایران حمایت سیاسی و نظامی-امنیتی از آنها می کند، که نمونه موفقی از تعامل در خاورمیانه محسوب می شود.
4- اربعین امسال، ایران -به عنوان قدرت نمایی - نشان داد که پارامتر مهمی در عراق است و می تواند  امنیت را در این کشور تامین یا سلب کند. این نشانه پیام بزرگی به تمامی تحلیل گران غربی و منطقه ای بود که بدون حضور ایران، تعیین سرنوشت عراق، عبث خواهد بود و تقریبا غیر ممکن است که بتوان ایران را نادیده گرفت، حتی در شرایط تحریم و انزوای جهانی.

اصرار امسال مقامات نظامی و آیت الله خامنه ای بر حضور بیش از یک میلیون ایرانی در مراسم اربعین، و حفظ امنیت شهرهای مقدس در حالی که قسمت قابل توجهی از عراق و سوریه در دست داعش است، پیام متفاوتی از قدرت ایران در منطقه را رساند. این حرکت نشان داد که منطقه شیعه نشین عراق دیگر زمین بازی نیست و رسما مرزهای ایران تا آنجا گسترده شده و درصورت ادامه تنش های میان شیعه و سنی، مناطق درگیری می تواند به سمت مرزها یا حتی درون عربستان کشیده شوند.

گرچه که عربستان "سلاح نفت" و "رابطه نزدیک با غرب" را دارد و می تواند از جنبه های اقتصادی به ایران فشار وارد کند، اما بعید است که ترکیه بتواند در کوتاه مدت حرکتی بجز تبلیغات داشته باشد، چرا این کشور در میان "استانداردهای دوگانه" خود گرفتار است، از یک طرف نیم نگاهی به عضویت اروپا و صنعتی شدن دارد و از طرف دیگر می خواهد رهبرمسلمانان منطقه باشد بدون در نظر گرفتن کردهای همسایه و داخل! شاید نشانه پایان آچمز ترکیه را بتوان جبران اشتباه ترین استراتژی خارجی که گذاشتن تمام تخم مرغهایش بر رفتن اسد از سوریه بود، درنظر گرفت.

با توجه به اینکه ایران توانسته جزیره ای از امنیت را در دریای متلاطم حرکت های افراط گرایانه اسلامی، ایجاد کند، می توان پیش بینی کرد که دامنه این قدرت نمایی از آینده عراق و سوریه تا مذاکرات هسته ای و اساسا تمامی مناسبات خارجی ایران را تحت الشعاع قرار دهد.

همچنان اعتقاد دارم که موفقیت های منطقه ای ایران ناشی از قابلیت های شخصی "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس و دکترین دفاعی و استراتژیک اوست.

پی نوشت:
1- در میان کشورهای غربی، تنها رسانه های "انگلیس"، پوشش خبری نسبتا کاملی از مراسم اربعین داشته اند و به ابعاد آن توجه کرده اند.
2- تامین امنیت لازمه سرمایه گذاری و توسعه است، با وضع فعلی بزودی عراق از نظر توسعه ای نیز به دو پاره، پیشرفته شیعی و عقب مانده سنی، تقسیم خواهد شد و برمشکلات قومی، عقیدتی افزوده.

مبارزه با فساد از جنس روحانی

عکس بی طرفانه حسن روحانی
یک با اینکه از جدی ترین منتقدان "تنوری توطئه" هستم اما گاهی نمی شود ارتباط میان اتفاقات اجتماعی و سیاسی را نادیده گرفت. به عنوان مثال عجیب است که عمل و خبر اسیدپاشی ها یا چاقو زدن به دختران همزمان با "تمدید توافق هسته ای" انجام می شود. یا از طرف دیگر گران شدن "نان و دلار" همراه با اندک "فضای تنفس" در روز دانشجو و "سخنرانی تند" جناب روحانی علیه فساد و سپاه و حتی آیت الله خامنه ای همراه است!
البته همچنان امیدوارم که این نشانه ها تصادفی باشد، چرا که احتمالا در روز -محتوم- اعلام خبر صلح هسته ای -بخوانید تسلیم- شاهد اتفاقات ناگوار اجتماعی مشابه خواهیم بود.

دو فساد و رانت سرداران سپاه با همکاری افراد صاحب نام یا گمنام کشوری، چیزی نیست که از کسی پوشیده باشد و بیان این دانسته ها، اولا نه هنری است و افشاگری محسوب می شود و نه اندک واکنش مردم را بدنبال دارد. چرا که در مصیبت اقتصادی کنونی، اعلام اختلاس ها و فسادهای هزاران میلیاردی، برای مردم تنها عددی بر روی کاغذ است و این ارقام افسانه ای هیچ تناسبی با ذهن و زندگی مردم ندارد. بدیهی است که اگر فردا رقمی معادل بودجه دولت امریکا را هم به عنوان اختلاس اعلام کنند هیچ واکنشی دیده نشود.
در شرایط کنونی نهایت توجه اقتصادی مردم، به قیمت نان، بنزین، قبوض ماهانه و حقوق هاست و حداکثر، نگاهی به جداول تغیرات قیمت دلار؛ این حساسیت ها هم بیشتر به شکل جک ها و کنایه های پیامکی میان افراد رد و بدل می شود، تا نشانه هایی از اعتراض باشد.

سه روحانی از مردم می خواهد که به بی عدالتی ها و فسادها اعتراض کنند و بخشی از راه حل مبارزه با فساد باشند. اما آیا می توان مردم را به اعتراض به فسادهای مالی فراخواند، اما مانع از اعتراض مردم به ناکارآمدی سیاسی رهبر، حقوق اولیه اجتماعی زنان، وضع نامناسب امنیت، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، و صدها مشکل ریز و درشت دیگر شد؟ به محض آنکه سیستم اطلاعاتی و امنیتی پایش را کمی برگلوی مردم شُل کند، صداهایی شنیده خواهد شد که ماهیت جمهوری اسلامی را زیر سوال می برد، نه تنها فساد فلان ارگان تحت نظارت رهبر. این وجه از سخنان رئیس جمهور بیشتر مظلوم نمایی و شعار است، چرا که خود او هم می داند که اشکال نه در "یک قسمت" که در "ماهیت نظام" نهفته است و بجز تغیرات اساسی راهی جهت جلوگیری از فساد هم نیست.

چهار دولت روحانی علاوه برکوتاه کردن دست سپاه از پروژه های کلان و درآمدهای نفتی، ناچار از کمک گرفتن -بخوانید مالیات- از ارگان های تحت نظارت رهبر شده و عملا بیان کرده که درآمدها دیگر کفاف هزینه ها را نمی دهد و باید تمام کاسه ها را یکی کنیم و هرچه مانده باهم استفاده کنیم. دیگر از "بودجه های اختصاصی ارگانهای رهبری"، "واردات غیرقانونی و بدون نظارت سپاه" و "پروژه های صوری" خبری نیست و اهمیت رسیدن به وضع مردم ایران اگر از لبنان و بشار اسد بیشتر نباشد، کمتر نیست. دولت روحانی اعلام کرده که امروز روز مبادایی است که پولهای امام زمان دست سرداران و نزدیکان باید استفاده شود. وگرنه با این رویه، سال آینده نه از تاک، نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان!
البته با توجه به بودجه ارائه شده به مجلس، همچنان به نظر می رسد که دولت روحانی هم در پذیرش واقعیات مشکل دارد. چرا که تحقق نفت 72 دلاری بودجه با توجه به قیمت های حدود 55 دلاری امروز نفت ایران، احتمال تحریم بیشتر و همینطور افزایش 30 درصدی مالیات ها از "اقتصاد بی رمق" امروز بسیار خوشبینانه است.

پنج نکته آخر اینکه سخنرانی حسن روحانی از جهت "شکل" جالب و کم نظیر بود! در بسیاری از توصیفات، حرکات دست و چهره او برخلاف گفته هایش است! (فیلم سخنرانی)
مثلا در جایی که او از نظارت مجلس خبرگان بر رهبر نام می برد در حرکت دست نظارت از بالا به پایین را توصیف می کند اما در گفتار از لفظ "درکنار رهبری" استفاده می کند.(دقیقه 3:44) همینطور هنگامی که از "عدم" فساد در قوه قضاییه و قاضیان سخن می گوید، آشکارا می خندد!(دقیقه 17:38)

پی نوشت:
1- فعلا هیچ مسکنی بجز همین "اندک سخنان دلنشین" حسن روحانی نداریم و گرچه مایه دلخوشی است، اما حساب کردن روی این "حرف ها" دردی از جامعه و آینده دوا نمی کند. همچنان آگاه سازی و تلاش بر افزایش بینش سیاسی-اجتماعی، بهترین و تنها گزینه ساخت آینده ای روشن است.
2- امیدوارم سرنوشت وعده های جدید روحانی در مبارزه با فساد، مانند وعده های انتخاباتی و حتی سرنوشت مذاکرات هسته ای، دچار مشکلات عدیده نشود و او بتواند "عملا" در اندازه خود قدمی به جلو بردارد.
3- قسمتی از طنز ابراهیم نبوی دور از مطلب نیست که می گوید:
از آن طرف هم خامنه ای گفته است: "چرا اقدام قاطع در مبارزه با فساد انجام نمی شود که نتیجه را مردم به صورت ملموس مشاهده کنند." به جمله دقت کنید، ایشان منظورش این نیست که با فساد مبارزه کنید چون فساد مالی "بد" است، منظورش این است که با فساد جوری مبارزه کنید که مردم فکر کنند که داریم با فساد مبارزه می کنیم.